سلام به همه شما
پیش از هر چیز از دست رفتن هنرمند این مملکت، حسین پناهی رو به همه تسلیت میگم.مردن این آدم مثل زندگی کردنش بود.تنها و تنها....پناهی رو من تو نمایشگاه کتاب تهران دیده بودم.ساده صمیمی و بیشتر از همه وسعت یک دشت رو داشت.بوی صمیمیت روستا رو میداد.چهار روزتو خونه اش مونده بود و جسدش متلاشی شده بود.هنرمند و هنر در این مملکت یعنی کشک.اونچه که تو این خاک رواج داره حرفه و حرف. دیروز منزوی امروز پناهی و فردا ببینیم بوی تعفن کدومیک از هنرمندای این سرزمین تو خونش راه می افته تا بزنیم تو سر خودمون!
خوشا بحال لک لک ها که خوابشون " واو" نداره
خوشا بحال لک لک ها که عشقشون "قاف" نداره
خوشا بحال لک لک ها که که مرگشون" گاف" نداره
خوشا بحال لک لک ها که لک لک اند...........!!!!
جا مانده است
چیزی، جایی
که هیچگاه دیگر
هیچ چیز
جایش را پر نخواهد کرد
نه موهای سیاه
و نه دندانهای سفید!
لطفا منتظر باشید تا در پست های بعدی واسه یکی دیگه از این شاعرا و هنرمندا تسلیتی بدم...!!!
***************
کوچ
اندوه خودرا
به وقت کوج
در زیر چتر سربی ابرهای سرد پنهان میکنند.
مرغان پیر دیر پرواز
با بالهای خیس
همراه قطره های باران
کوچی دیگر را آغاز میکنند
فرودی بی پروازرا!
رسول حسین لی
نظرات ()