آنجا که باد آرشه بر گلوی شهر میکشد
جهان جاده ی هرزه ای ست که از زوزه ی گندم گذشته
درچهار راه، کنار تخت - آلوده - به قرار می افتد.
چقدر انارباید به رنگ / رورفته ای بشود تا
هر تابستان بادکنک روی دست ها باد نکند
و انگشت ها پرده ی پروانه را به هوا لکه دار نکنند.
چقدر از دیوار – ترکهایی که از خاطر کلوخ می گذرد- را پیاله پیاله
به پوست بمالیم تا
خیال خواب / تخت شود که استخوان از مفصل خیس خوابیده است.
عنکبوت
عروسک ولگردش را
به خیابان فرستاده تا میان رستگاری انسان
در سطل زباله
گلوله ازدهان خون نیفتد...
نظرات () عفونت از ضربانش بالارفت
پاییز تا زانویش
وعنکبوت روی زبانش بندآمد.
پارا از گلیم خودش درازتر نوشت
و خط ونشان کشید/ کشیده شد
در روزنامه برای دیوار که
رفتنش را تکیه کرده بود.
***
درگودی چشمش
استخاره می کند
وقتی اتاق انتظار سگ ها
درحلقومش زوزه میکشند
وبا سمعک
آواز تقطیع شده را
در شهر
با شاهرگش عوض میکنند.
***
غلغله میشد پیراهن اش
بوی ترانه ورقص میداد
وقتی روبروی آینه می ایستاد و
دکمه یقه اش را نمی گرفت.
ستاره بود ونصف النهار،
خط و نشان ریشش .
***
پیچیده است ازفرط خودش
نشسته کنارجاده
قبر اجاره میدهد و
درخت هم باورش شد
که پرنده از ابتدا عینک نداشت.
نقدونظرسروران فرهیخته :
پرستو ارسطو
زندگی وجریان روز مره گی آن سرمایه ودستمایه ی اصلی اشعار جناب نعمتی است راه دور نمیرود و جملات مطنن ندارد.
شعر او صحنه ی وقوع زندگی همه ی ماست تجلی تجربیات عینت یافته و ظهور اندیشه های ساده و لی عمیق با شناخت و درک صحیحی از واقعیت ها.
زبان مدرن شاعر با بهره گیری از تجربیات عادی و با فاصله گرفتن از مفاهیم زیاده از حد انتزاعی و معانی دور از ذهن که در عین حال ذ هن را به چالش وامیدارد ویزگی شعر او خصوصن در این پست است .
چیده مان در شعر او و نوع ارتباط هرواژه با دیگر واژه ها ارزش زیبایی شناختی واژه را را تائید میکند.
به نظر من ، این چهار شعر هر یک به تنهایی شعری کامل هستند و شاید هم چنین است ولی چرا یک تیتر دارد؟
با این همه،تشخص یافتگی واژگان وعناصر این شعر نشانگر پیشرفتی جهشی است و جای تبریک دارد البته بهبود وپیشرفت بیشتر حدو مرزی ندارد پس فریفته ی تعریفم نشوید!
کوروش همه خانی پارا از گلیم خودش درازتر نوشت
و خط ونشان کشید/ کشیده شد
در روزنامه برای دیوار که
رفتنش را تکیه کرده بود.
این گونه پاراگراف ها و ارجاع دادن شاعر خارج از سطر ها ی نوشته از اندیشه ی پیشروان است .اینگونه می بینم ات امیر جان که پیشرفت ات مرا خیره می کند .با احترام و علاقه
استادجلیل قیصری
از موارد قابل اعتنادر شعر شما جزئی نگری و پرداختن به عناصر عینی ودم دستی -البته به زبان شعر - است و این خوب است چرا که اگر یک شاعر غربی می تواند در مورد گنجشک هفتاد مصرع شعر بگوید یا نرودای بزرگ در وصف گوجه فرنگی و نمک شعر هایی به ان بلندی ....ما هم اگر بخواهیم و ...می توانیم .در مورد این شعر هم مورد جزئی نگری تا حد خوبی وجود دارد اما در برخی از بندها نکات تاریکی وجود دارد که -ابهام از ویژگی های شعر است اما ابهامی که راه ارتباط را نبندد مثل ابهام در شعر حافظ- اقای نعمتی به خوبی می تواند از این مراحل گذر کند . بر قرار باشید .
بانو مینو نصرت تمام این قطعه ها قرار است زیر حرارت جان های گداخته و سوخته ، ذوب شود.
پیش از آب شدن آدم برفی دچار کابوس است و رویاهایش رنگ می بازند .
شاعر تصویری جامع از جامعه ی خود را شبیه تکه های پازل کنار هم چیده است و توفیق کار ها در نگاه تازه ی شاعر عریان است
شعر از کوره در آمده است و ممکن است نقص هائی هم داشته باشد ولی این نقص ها به گمان من نقاط قوت کوزه های گلی دیگری ست که در نوبت کوره ی خود صف بسته اند . گاهی که دقت میکنم به معنای مستتر در شعر پایانی ات می رسم . چنان خود را در فراوانی خود پیچیده ایم و قبر اجاره می دهیم که یادمان نمی آید درختان روزی چشم در چشمان پرنده همبازی باد و آفتاب بودند
سمیه طوسی
اثر با عناصر کاملا ملموس ، فضایی کاملا انتزاعی و ذهنی خلق شده است.سطرهای اولتان ؛ در ایجاد ارتباط با مخاطب فوق العاده موفق بود .یکی از مهمترین گزینه ها در ارتباط با شعر !بعد انگار یک فلش بک در اثر می خورد ؛ ودلیل اتفاق شعری پایانی اثر را بیان می کند .
حسن سهولی
گزاره های زیبایی خلق شده بودهنجارشکنی ها دقیق ،مرتبط ومایه هایی ازتفکرداشت گاهی تصویرهای پیوندی ازنوع تداخل تصویر کاررابه حرکتی درهمه ی ابعادیک تصویر می کشاندونوشته رابه فیلم های سه بعدی نزدیک می کرد.
کیوان اصلاح پذیر
تعویض مکرر افعال و ضمایر قدری شعر را دستخوش بازی گرامری کرده است. بنظرم شعر بدون این جابجایی ها قدرتمند تربود . مثلا :
ستاره بود و نصف النهار / خط و نشان ریشش
خط و نشان کشید / کشیده شد
پیچیده است از فرط خودش
حیف است شعری که میتواند بدون ابهام کلامی تاثیر گذار تر شود اینچنین دست و پایش را ببندی . شعری که حرفی برای گفتن دارد نیازی به تعقید ندارد .
سمعک
آواز تقطیع شده را
در شهر
با شاهرگش عوض میکنند
اگر سمعک فاعل است پس فعل چرا جمع است و اگر فاعل غائب است چگونه او را بیابیم .
بهزاد خواجات
مرسی مهربان که سر زدی . کارت زیباست اما تعدد افعال به گمانم انرژی زبان را گرفته است . شاد باشی
مهتاب بازوند
بسیار از دعوتت ممنونم که موجب برخوردار شدنم از لذت خوانش اشعاری بدین زیبایی شد... در باره ی فرم که جای هیچ حرفی نیست بسیار نزدیک به خواسته ی فرمالیسم است اما تصاویر بکری چون بند آمدن عنکبوت بر زبان یا رسیدن پاییز تا زانو فوق العاده بود...!
نظرات ()