سایه های شرجی

مثلث
نویسنده : امیر نعمتی - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱۱
 

برمودایت

تنها مرا کم داشت.

و تو شاید شباهتی به مثلث نداشتی.

برف می بارد

یاد موهایم می افتم

و گلوله هایی که سمت تاریکی من نشانه رفته اند.

با پاهای تیر کشیده

خیابان ها دودم کرده اند  

وسرفه های سمت جزیره ات شیمیایی تر از این نمی شود.

 آفت ام مترسک شدن بود

وسط روزهای هفته

لابلای هرزگی موهایت شاید

ومترویی که از من عبورت داده است.

 رسوب بسته ای دررگ های گرسنه ام

خون نیمه ی دیگرم را رها میکند

وقرقره ها پس دادنم را نخ می دهند

در مثلثی که حفره مانده از من در برمودایت.

 من دارم قد می کشم :

آخر این هفته به چشم هایت رضایت می دهم

تا از سلولم جان سالم به در ببرد.

شیمیایی

رسوب بسته

مثلثی!


 
comment نظرات ()