سایه های شرجی

ديدار و غزل
نویسنده : امیر نعمتی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۳/٢/٢٢
 

.

 

  سلام به همه شما.

همایش پرواز دات کام هم بخوبی برگزار شد ودیدار عزیزانی برای من میسر شد که شوق دیدن آنها ما را به تهران کشاند.از صفریان عزیز و همسر گرامیشان- محسن خان دوست داشتنی-خانم باقری شاد و مختاریه عزیز-مهربانان خانه عروسک (راحله-مهساو یکتا)–احسان پرسای بیقرار!- خانم ابراهیمی مهربان – بانوی غزل (مژگان بانو) – آفاجلیل با صفا وهمسرشان – خانم مستشار نظامی– آقای دروند-خانم حق وردیان-خانم کشفی(که کامنت های بیشمار ایشان دروبلاگ کرگدن معرف حضور دوستان است!)-و بویژه و بویژه آقا طیب دوست داشتنی که یه جورایی به دل ما نشست-آقای بهرام پرور و گلاره عزیزشان-آدمک-حامدی گل با غزل دلنشینش- خرسندی عزیز- و همه عزیزانی که مسلما از قلم افتادند( این ذهن کم حجم ما هم دیگه جواب کرده!) همه و همه که من چیز زیادی از آنها یاد گرفتم.

امیدوارم که لیاقت داشته باشیم وبتوانیم با یک همایشی در خور در اینجا در خدمت دوستان باشیم.

همچنین از اینکه هی مجبورم قالب وبلاگمو عوض کنم از بی دانشی من درامر اچ تی ام ال  و تهکم( از ريشه هک!)ناشی ميشود.

  و در پایان غزلی که از این سایه نمزده! درهمایش تقدیم دوستان شد:

 

 

با سایه ها حرفی ندارمِ  با تو اما

نه باتو هم حرفی نمانده مثل حالا

من زیر قولم میزنم تا هفته بعد

شاید شبیه تو شدم امروز و فردا

این شهر چشم دیدن من را ندارد!

لعنت به استدلال پوچ نسل اینجا

تو با چراغ این خیابان درتبادل

چشمک بزن مرسی از این احساس زیبا

در زیر باران چتر ممنوع روز خوبی است

کافیست کات! مغلوب بعدی هست آیا؟

 حالا چه تدبیری کند تنهایی من؟

وقتی تبانی کرده اسمت با شب ما

تو بیگناهی چون تمام قبله شهر

چرخیده سمت آدمکهای تماشا!

حالم بهم خورد از خودم این درد مزمن

با یک سرنگی میشود آخر مداوا

 

                                 

                                                                                        بدرود

 

 


 
comment نظرات ()