سایه های شرجی

 
نویسنده : امیر نعمتی - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٢/۱٢/٦
 

سلام به همه دوستان و عزیزانی که مرا مورد لطف خود قرار دادند.

 

شعری را از وبلاگ کرگدن خواندم که ایشان آنرا از خانم رسولی عنوان کردند و آرزو کردند که

 

کاش این دوبیت یک غزل میشد خواستم صمیمانه بعرض برسانم که این غزل از دوست

 

لاهیجانی آقای  طاهرپور شعبان است که جهت برآورده شدن آرزوی محسن خان باقرلو متن

 

کامل آن تقدیم میشود.

 

 

دور هر خاطره دیوار کشیدن بهتر..

 

مثل سنگی شدن اصلا نتپیدن بهتر

 

پشت هر پنجره دلتنگی آواز کسی است

 

آنچنان گنگ که اصلا نشنیدن بهتر

 

شهر ما شهر زمستانی و مردم همه سرد

 

با نگاههای غریبی که ندیدن بهتر

 

اوج پروازاگر حجم قفس خواهد بود

 

با همین حوصله ماندن نپریدن بهتر

 

این غزل حاصل دلتنگی معمول منست

 

 گر چه من گفته ام اما نشنیدن بهتر

 

 

 


 
comment نظرات ()