سایه های شرجی

نسل سوخته
نویسنده : امیر نعمتی - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/۱/٢٧
 

همه تخم مرغ ها یم رادریک سبد ‏چیده

 وکفش هایم را آویزان کرده ام .

‏بااین کفش های منسوخ

دیگرسفربه خواب پاهایم نمی آید.

حق باتوست

 افکارم بوی کاهگل می دهد

 وسیم های خاردار دورتنم

مرزسختی بین من ودنیای من است.

این روزها

 نفس سوخته

دارم براده های بهارراجمع میکنم

 برای روزهای‎ ‎نیامده .

 مراببخش نازنین

که مرد روزهای سخت تو نبوده ام..

مراببخش نازنین... 


 
comment نظرات ()