سایه های شرجی

بهشت زهراهمیشه بوی فاصله میدهد
نویسنده : امیر نعمتی - ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٢/۱۸
 

 

 

بی پروبال مانده ام درروزگارشرم وشیون

که بی تو

ستاره هایم بی آسمان

بردستانم سردمانده اند.

به ناگاه تلخ حادثه،

توازمیانم پرکشیدی

درآسمان خودت

که تنهایی ام سخت تر شد.

بی تکیه گاه،

بی روزن

که حتی آرزوهایم یادم رفت و

رنگین کمانم به خاک افتاد.

حالا مانده ام بعدازحلول تودردل این خاک ،

زمین بامن چه خواهد کرد

 ومراچگونه میان آغوش تحمل اش جاخواهد داد؟

مانده ام چگونه گریه به خشکسالی ام زد

که دیگربوی خاک رابعدازتونمی فهمم

وسایه را بجای هق هق شب میگیرم!

تلخ میگذرد بی تو روزها و سالها...

ازآنجا  که تویی

دعایم کن‎ ‎

تاصبوری کنم...

 

 


 
comment نظرات ()