سایه های شرجی

رویای مچاله
نویسنده : امیر نعمتی - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٤/٢٩
 

ازچاله در نیامده

از گمان چشم های افق می افتم

که باید ازغروب این اسکله متروک

به تماشای چروک دست های خورشید بنشینم و

پیله های مزمن فاصله را روایت کنم.

باید دشواری روزهارابه دوش بکشم

تاشب، کسی از نشان کوله بارم بویی نبرد

وچون انکار تکرارشده

قدم به قدم به فرسنگ های روبرو نزدیک می شوم

که ازیاد گوش ماهی ها بروم

تا گوش هیچ کودکی

خواب امواج دریارا نشنود!

پرت می شوم به بی گمانی خود

به ضربان فرسوده این قله های بی اوج

تا شاید دودوتای این منطق شک آلوده

روزی چهاربار

به افق سرزمین من

نازل شود.

 


 
comment نظرات ()