سایه های شرجی

آدم برفی
نویسنده : امیر نعمتی - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۸/٦
 

عفونت از ضربانش بالارفت

پاییز تا زانویش

وعنکبوت روی زبانش بندآمد.

پارا از گلیم خودش درازتر نوشت

و خط ونشان کشید/ کشیده شد

در روزنامه برای دیوار که

رفتنش را تکیه کرده بود.

      ***

درگودی چشمش

استخاره می کند

وقتی اتاق انتظار سگ ها

درحلقومش زوزه میکشند

وبا سمعک

آواز تقطیع شده را

در شهر

با شاهرگش عوض میکنند.

        ***

غلغله میشد پیراهن اش

بوی ترانه ورقص میداد

وقتی روبروی آینه می ایستاد و

دکمه یقه اش را نمی گرفت.

ستاره بود ونصف النهار،

خط و نشان ریشش .

       ***

پیچیده است ازفرط خودش

نشسته کنارجاده

قبر اجاره میدهد و

درخت هم باورش شد

که پرنده از ابتدا عینک نداشت.

نقدونظرسروران فرهیخته :

پرستو ارسطو

زندگی وجریان روز مره گی آن سرمایه ودستمایه ی اصلی اشعار جناب نعمتی است راه دور نمیرود و جملات مطنن ندارد.
شعر او صحنه ی وقوع زندگی همه ی ماست  تجلی تجربیات عینت یافته و ظهور اندیشه های ساده و لی عمیق با شناخت و درک صحیحی از واقعیت ها.
زبان مدرن شاعر با بهره گیری از تجربیات عادی و با  فاصله گرفتن از مفاهیم زیاده  از حد  انتزاعی و معانی دور از ذهن که  در عین حال ذ هن را به چالش وامیدارد  ویزگی شعر او خصوصن در این پست است .
چیده مان در شعر او  و نوع ارتباط هرواژه با دیگر واژه ها ارزش زیبایی شناختی واژه را را تائید میکند.
به نظر من ، این چهار  شعر هر یک به تنهایی شعری کامل هستند و شاید هم چنین است ولی چرا یک تیتر دارد؟
با این همه،تشخص یافتگی واژگان وعناصر این شعر نشانگر پیشرفتی جهشی است و جای تبریک دارد البته بهبود وپیشرفت بیشتر حدو مرزی ندارد پس فریفته ی تعریفم نشوید!

کوروش همه خانی

 

پارا از گلیم خودش درازتر نوشت

و خط ونشان کشید/ کشیده شد

در روزنامه برای دیوار که

رفتنش را تکیه کرده بود.

این گونه پاراگراف ها و ارجاع دادن شاعر خارج از سطر ها ی نوشته از اندیشه ی پیشروان است .اینگونه می بینم ات امیر جان که پیشرفت ات مرا خیره می کند .با احترام و علاقه

استادجلیل قیصری

از موارد قابل اعتنادر شعر شما جزئی نگری و پرداختن به عناصر عینی ودم دستی -البته به زبان شعر - است و این خوب است چرا که اگر یک شاعر غربی می تواند در مورد گنجشک هفتاد مصرع شعر بگوید یا نرودای بزرگ در وصف گوجه فرنگی و نمک شعر هایی به ان بلندی ....ما هم اگر بخواهیم و ...می توانیم .در مورد این شعر هم   مورد جزئی نگری  تا حد خوبی وجود دارد اما در برخی از بندها نکات تاریکی وجود دارد که -ابهام از ویژگی های شعر است اما ابهامی که راه ارتباط را نبندد مثل ابهام در شعر حافظ-  اقای نعمتی به خوبی می تواند از این مراحل گذر کند . بر قرار باشید .

بانو مینو نصرت

 

تمام این قطعه ها قرار است زیر حرارت  جان های گداخته و سوخته ، ذوب شود.
پیش از آب شدن آدم برفی دچار کابوس است و رویاهایش رنگ می بازند .
شاعر تصویری جامع از جامعه ی خود را شبیه تکه های پازل کنار هم چیده است و توفیق کار ها در نگاه تازه ی شاعر عریان است
شعر از کوره در آمده است و ممکن است  نقص هائی هم داشته باشد  ولی  این نقص ها به گمان من نقاط قوت کوزه های گلی دیگری ست که در نوبت کوره ی خود صف بسته اند . گاهی که دقت میکنم  به معنای مستتر در شعر پایانی ات می رسم . چنان خود را در فراوانی خود پیچیده ایم  و قبر اجاره می دهیم  که یادمان نمی آید درختان روزی چشم در چشمان پرنده  همبازی باد و آفتاب بودند

 

سمیه طوسی

اثر با عناصر کاملا ملموس ، فضایی کاملا انتزاعی و ذهنی خلق شده است.سطرهای اولتان ؛ در ایجاد ارتباط با مخاطب فوق العاده موفق بود .یکی از مهمترین گزینه ها در ارتباط با شعر !بعد انگار یک فلش بک در اثر می خورد ؛ ودلیل اتفاق شعری پایانی اثر را بیان می کند .
 

حسن سهولی

گزاره های زیبایی خلق شده بودهنجارشکنی ها دقیق ،مرتبط ومایه هایی ازتفکرداشت گاهی تصویرهای پیوندی ازنوع تداخل تصویر کاررابه حرکتی درهمه ی ابعادیک تصویر می کشاندونوشته رابه فیلم های سه بعدی نزدیک می کرد.
  

کیوان اصلاح پذیر

تعویض مکرر افعال و ضمایر قدری شعر را دستخوش بازی گرامری کرده است. بنظرم شعر بدون این جابجایی ها قدرتمند تربود . مثلا :
ستاره بود و نصف النهار / خط و نشان ریشش
خط و نشان کشید / کشیده شد
پیچیده است از فرط خودش
حیف است شعری که میتواند بدون ابهام  کلامی تاثیر گذار تر شود اینچنین دست و پایش را ببندی . شعری که حرفی برای گفتن دارد نیازی به تعقید ندارد .
سمعک
آواز تقطیع شده را
در شهر
با شاهرگش عوض میکنند
اگر سمعک فاعل است پس فعل چرا جمع است و اگر فاعل غائب است چگونه او را بیابیم .
 

بهزاد خواجات

مرسی مهربان که سر زدی . کارت زیباست اما تعدد افعال به گمانم انرژی زبان را گرفته است . شاد باشی

مهتاب بازوند

بسیار از دعوتت ممنونم  که موجب برخوردار شدنم  از لذت خوانش اشعاری بدین زیبایی شد... در باره ی فرم که جای هیچ حرفی نیست بسیار نزدیک به خواسته ی فرمالیسم است اما تصاویر بکری چون بند آمدن عنکبوت بر زبان یا رسیدن پاییز تا زانو فوق العاده بود...!


 
comment نظرات ()