سایه های شرجی

تابوت شیشه ای
نویسنده : امیر نعمتی - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱٢
 

اول: گزیده غزل " پنهان گریه ها " سروده دوست نازنینم  فرهاد صفریان و با مقدمه ی شاعر ارجمند آقای  سیدضیاءالدین شفیعی  ، روانه بازار کتاب شده است.

دوم : سپاس و مهر از همراهانی که به دعوتم پاسخ همیشه می گویند و شرمسار از نبودن کنارشان در لحظات بیتابی و پرواز.

 

 

ردت کنار پاها گم می شود

میان گزینه های به علامت نیفتاده

وقتی فنجان قوس بر می دارد

 سمت لب هایی که همیشه گاز گرفته ای.

تکیه به درختی که آسمان بالای سرش را

وقف تو نمی کند،

جاباز کرده پوستی که به تن کرده ای و

ناگهان سر خورده در زمستان ،

اتاقی برای پوشیدن رسوایی ات نداری.

وقتی از طناب سیاه و سفید گزیده شدی

ناچاری خودت راهم بترسانی میان آن همه آدم،

تازه یادت می آید نخ از سرش گم نشده و

آتشی که از گور تو لگد خورده ! تنها

پیری ات را از عقب / جلو انداخته است.

کلاغ ها نرسیدن را قارقار می کنند

ویک مشت خورشید مانند شناسنامه در جیب ات   

مدتهاست که گم شده است.

 


 
comment نظرات ()