شیار

جنگیده بی مرز با دلش

وحلقه حلقه کنارخیابان دار می شود.

خوش است خلوت اگر یار یار من باشد/نباشد؟

کنار دست ها یی که انتحار داشت برای برق چشم های تو.

اقبالی که ستاره ام را برهنه در کهکشان شیر میدهد،

ذره ای ازخودش کم نیامد!

با آنکه دهانم جاذبه ای داشت بشکه بشکه مست کند

و بی قاعده پای چشم های تودر به در شود.

پرنده رها کن در کلنجار باد

و شرقی ترین موهایت

پیله ببند در خودت،

ببند مرا.

آشفتگی این روزهای من ، کاربن ندارد!

قید جمله های عاشقانه را بزن.

/ 73 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دریس

دوست گرامی سلام شعر عزیزی را با کسب اجازه از خوشان نقد نموده ام. امید است یاری ام کنید. انتظارتان را میکشم. بدرود.

م.نهانی

درود. با شعری به روزم. و دعوتید.[گل]

شیشو

. . . منتظر پست اشعار زیبا و جدیدت تو این وبلاگت هستم دوست من . .موفق باشی . . . . .

محمودی

سلام اقای شاعر دست مریزاد قدر مادر را باید دانست

داریوش احمدی

لبخند مرگ بر اشکهای گل آلود یک الهه مریمی که معصومیت خویش به خدانیز نداد... ---------------- با احترام دعوتید به خوانش اندوهیاد یک شاعر و چند شعر...

عه تا

جناب اقای امیر نعمتی با احترام شما را به گردهم ایی نقد و بازخوانی شعری از" علیرضا لبش" دعوت می کنم .نظر شما پرتوی است که مسیری را روشن می کند.