نقاهت يک روح

.........

                                      

وشب صداقت گنگي به اسمان مي داد

وهي به ماه وستاره مرا نشان مي داد

وبغض سردو خفيفي که توي حلقم بود

تمام هستي من را تکان تکان مي داد

براي خاطر دردي که بيست سال تمام

ولي مگر به صدایم کمي امان مي داد؟

کسي که بهت نگاهش دروغ بود,اري

وگرنه از شب و سختي نجا تمان مي داد

سه نقطه هاي غزل رو به حادثه مي رفت

و شب صداقت گنگي به اسمان مي داد...

 

                                                                    کتايون بهرامی

  

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جلیل آهنگرنژاد

سلام خانم بهرامی ! حال شما !؟ کارهای جالبی رو در وبلاگتان خواندم . زنده و مانا باشی!

گلاره

سلام! ممنون هم از شما و هم از کتايون عزيز... شاد باشيد و خوش.

خميازه های پشت گوشی

سلام دوست وبلاگی من /ببخشيد ديرشدسرزدن من /نمی دونم شايد بايدديرمی اومدم تا لينک گذاشته باشی اما می بينم که هنوز نذاشتی /باشه رفيق يکی طلبت / بازهم موفق باشی لااقل لينک که اضاف نمی کنی بمون هم سرنمی زنی

جلیل آهنگرنژاد

عزيز گرامی اشتباهم را ببخش !آنقدر سرگرم بودم که قاط ...... به اميد بهروزی

مژگان بانو

سلام بر آقا امير گرامی و بانوی گرامی تر شان. آقا آن پيام که شعر قشنگی داشت از شما بود پس؟ من کلی ترسيدم که اين جناب امير کی هستند که شعر به اين قشنگی فرستاده اند و... ببخشيد که جواب ندادم .دو زاريم دير می افتد. انتخاب قشنگی بود اما خوش تر داشتم از خودتان می خواندم. راستی يک اما نوشته ايد در پيام شعر وصيت توی موازی... امايی بود ها! بدجور فکر برمان داشته ادامه اش را به شدت کنجکاو هستم!

راضیه

می خواستم برای اینکه ثابت کنم اینجوریا نیست نیام.اما دیدم بدتره!آخه شما هم انگار نیستید.حضورتون کم رنگ شده.این شعری که زدین شروع زیبایی داره و پایانی...

بوتیمار

سلام..........اقا ما هم از اون طرف هم از این طرف ..هم از اون طرف داریم باهات حرف می زنیم ........چه دنیایی شده نه؟......................قدرتی خدارو ببین.........بیست و سوم یادت نره .....با غزل بیا...نفر اولی ...........پایدار باشید

فری

سلام آقا من پاک داشتم فراموشت می کردم. نه اينکه فراموش ها...خداوکيلی به يادت بودم.اما نميدانم کجای ذهنم بودی....خلاصه بعد از اينکه فلشت رو باز کردم(دستت درد نکنه) هرچی دنبال لينکت گشتم تو صفحه ام نبود کلی تعجب کردم ...خلاصه ارادتمنديم و مخلص

دهقانی بیدگلی

سلام امیرجان من منتظر غزل مثنوی ابیانه هستم

saeed

گرچه ياران فارغند از ياد من / از من ايشان را هزاران ياد باد. سلام ... جان.دلم برات تنگ شده.يه سری به من بزن.شايد فقط تو بتونی کشتی به گل نشسته منو دوباره براه بندازی.به اميد ديدار