کم گریه کن آتش زدن باغ گناه است

 

 باشد دیگرگریه نمیکنم.

لااقل وقتی تودرکنارم هستی درخانه ام و سرمیکنی با شبح دلتنگی هایم هرروز.

چتربه دستم نمیگیرم وقتی باتوقدم میزنم درزیراین نورزردرنگ

که انگارآب می پاشد برمسیرباتوبودنم...

که شانه های توسرپناه من است.

خیره نمیشوم به گونه های توکه هرروز مرورگریه میکنند روزگارتلخ را...

به چهره ی توکه همرنگ برگهای این کوچه ی هرروزآمدنت شده اند...

باشد دیگرنمی گویم که دستهای تومرامی کشاندبه دنیا که بمانم بی رمق...

پریشانیم بماند برای لحظه های خودم...

گناه تو چیست؟

/ 7 نظر / 25 بازدید
حسین

سلام دوست خوبم وب خوبی داری برات ارزو میکنم موفق بشی و میدونم که موفق میشی راستی اگه دوست داشتی به ما هم سر بزن واگر از وب ما هم خوشت اومد رو تبلیغات ما کلیک کن ما بهترين نيستيم و اولين هم نيستيم ولي بهترين ها را براي شما گرد آ وري کرده ايم

آرش شفاعی

خاطره ی خوشی از آن داوری ندارم! در هرحال خوش وقتم از دیدارتان

کرگدن

باشد دیگرنمی گویم که دستهای تومرامی کشاندبه دنیا که بمانم بی رمق... پریشانیم بماند برای لحظه های خودم... گناه تو چیست؟

کرگدن

چقدر اینجاشو دوس داشتم ... چقد وصف حالم بود ... دم شما گرم

ایلشن جلاسی

سلام به شما دوست خوبم خوشحالم که خاطرات شیرین است چرا که ما مردمان خاطره ها هستیم به امید تعاملات بیشتر!

زهرا باقری شاد

اشکهایت را پنهان کن! این روزها بهتر است سر در گریبان بگریی... اما نگو که دیگر گریه می کنم چرا که با این گریه ها می فهمی زنده هستی...

بهار نارنج

"پریشانیم بماند برای لحظه های خودم... گناه تو چیست؟" کاش میتونستم ...