نسل سوخته

همه تخم مرغ ها یم رادریک سبد ‏چیده

 وکفش هایم را آویزان کرده ام .

‏بااین کفش های منسوخ

دیگرسفربه خواب پاهایم نمی آید.

حق باتوست

 افکارم بوی کاهگل می دهد

 وسیم های خاردار دورتنم

مرزسختی بین من ودنیای من است.

این روزها

 نفس سوخته

دارم براده های بهارراجمع میکنم

 برای روزهای‎ ‎نیامده .

 مراببخش نازنین

که مرد روزهای سخت تو نبوده ام..

مراببخش نازنین... 

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

سلام.وبلاگ قشنگی دارید...

مهتاب

سلام بسیار جالب بود

کرگدن

این روزها نفس سوخته دارم براده های بهارراجمع میکنم تعبیر دیوانه کننده ای بود ... و همینطور افکارم بوی کاهگل می دهد ...

اوکرک

آقا خواهشا" برای ما ... ها ترجمشو بنویس تا اته کمی مارو حالی بشه.

زهرا باقری شاد

آفرين! براده هاي بهار را چطور جمع مي كني؟ شعر وحدت معنايي داشت و وحدت زباني.. كوتاه و عميق. واقعا به دلم نشست.

فریبا دیندار

سلام اقای شاعر! زیبا شعر می گویید اقای شاعر! موفق تر باشید اقای شاعر!

سونيا

سلام ممنونم از شما ببخشید یه مدت نبودم. گزارش و عکسا بسیار جالب بود. موفق و پیروز باشید. یا علی

حامد

دارم براده های بهارراجمع میکنم برای روزهای‎ ‎نیامده ... فوقالعاده بود