بهشت زهراهمیشه بوی فاصله میدهد

 

 

بی پروبال مانده ام درروزگارشرم وشیون

که بی تو

ستاره هایم بی آسمان

بردستانم سردمانده اند.

به ناگاه تلخ حادثه،

توازمیانم پرکشیدی

درآسمان خودت

که تنهایی ام سخت تر شد.

بی تکیه گاه،

بی روزن

که حتی آرزوهایم یادم رفت و

رنگین کمانم به خاک افتاد.

حالا مانده ام بعدازحلول تودردل این خاک ،

زمین بامن چه خواهد کرد

 ومراچگونه میان آغوش تحمل اش جاخواهد داد؟

مانده ام چگونه گریه به خشکسالی ام زد

که دیگربوی خاک رابعدازتونمی فهمم

وسایه را بجای هق هق شب میگیرم!

تلخ میگذرد بی تو روزها و سالها...

ازآنجا  که تویی

دعایم کن‎ ‎

تاصبوری کنم...

 

 

/ 11 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرستو

تمام شعر های وبلاگت رو خوندم گرد غم و دردی درونی روی تمام شعر هات نشسته روح خیلی حساس و مهریونی داری مرگ عزیزامن ودوستان واز دست دادن چیز هایی که علاقه و خاطری رو براشون داریم سخت هست این رسم زندگی هست و باید بپذیریم شاد باش و لذت ببر از نعمت های خدا و صبور باش برای روز های تلخ [گل][گل][گل]

آنالی منصوری

بی تکیه گاه نشو که او در کنار توست. از آغاز حضور سفت دستانش را بگیر که نجابتشان را غریبی احساس تو می داند.

یکتا

سلام ... بهشت زهرا بوی آشناها را دارد برادرم ...

زهرا باقري شاد

به دل گفتم صبوري كن...صبوري...

پرستو

بروزم باشعری از بهروز یاسمی[لبخند][گل][گل][گل]

کرگدن

محتاجیم به دعا رفیق جان ... صبور باشید لطفن کللن ...

پرستو

سلام[لبخند] بروزم [گل][گل][گل]