نوستالژی

 

هزارترانه بر آشیان حنجره

پرفرومی ریزد

وبیتوته ممتدپندارهای فرتوت

دست تسلی را

 به آستین می کشاند

درکنج ناگزیری.

برگ های صاعقه را

ازشاخه های دوردست

حادثه بازمگیر

که آخرین وحی

 بشارت رسالت پاییزی می داد

در آنسوی میعاد...

/ 4 نظر / 13 بازدید
بیژن

درودبرگرامی همدل. تارنگاری دارم که درآن درباره گذشتار ایران مینویسم. اگر دوست داری چیزی درباره گذشتارایران بخوانی به تارنگارم سری بزن. شادوپیروزباشی. بدرود.

یکتا

سلام ... پیامبر ... رسالتی ناخواسته که بر دوش آدم ها ست ...

ایلشن جلاسی

سلام دارم از آرشیو به دوستای خیلی قدیمی سر میزنم شما هم از همون ههایید خیلی وقته که از شما بی اطلاعم بیا و برام بنویس

دو

سلام