ترازو

بگذار این رقص برقصد

لا اقل در حدقه ای که خزیده ای  بچرخ

این میل عادت به گیج خوردن دارد

می خواهم استوا را از این جا بردارم

درگلدانی که آب به جاروی همسایه میزند

تا این پیراهن   که لجن پاره کرده

گرگم در این میان برگی اش گرفت

اصلن به خودکار چه که به جز این عدد بلد نیست

١٣...

من از این سطر می زنم وبه وقت شما اضافه می کنم

لطفن سطرهای بعدی را خودتان بنویسید

/ 27 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهلا رستمي نژاد

سام من نظرم رو راجع به اين نوشتتون گذاشته بودم منتظر آثار جديدترتون هستم. راستي ممنون از راهنماييتون[گل]

پرستو فریدونی

درود آقای نعمتی گرامی پرستو بروز است با شعری دیگر ...منتظر دیدگاهتان

مهسا

سلام. شعر زیبا و متفاوتی بود... هرچند که من شعر قبلیتان را بیشتر دوست می داشتم... پایدار باشید و سبز...[گل]

فاطمه اختصاری

ممنونم جناب نعمتی شعرتون رو خوندم البته زیاد نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم شاید به خاطر پراکندگی تصاوویره و اینکه به نظرم از 13 استفاده ی خاصی نشده موفق باشید

حسین میری

یکی از خصوصیتهای یک اثر قوی /فرایند ظهور و تاویل رخدادها و نشانه ها با توجه به پتانسیلی است که خود متن در خود ایجاد می کند است این شعر نشان میدهد که شاعرش بشدت درین حوزه توانائی دارد گسست در فرایند ایجاد نشانه ها در راستای ایجاد روایت یکی دیگر از خصوصیات قابل توجه این شعر است اثر با انکه در حوزه مفهوم دارای خاستگاه گریز از مرکز است اما بشدت در مرکزیت روایت در حال جریان سازی است یک نکته باریکی که من فکر میکنم دارد به متن ضربه میزند نزدیکی بیش از حد روایت به شاعر خودش است در حوزه ساختار مخاطب میتواند با کمی دقت این نکته را دریلبد استفاده بیش از حد از (این ) چرا در یک اثر با این پتانسیل مخاطب باید تقریبا با تکثر بیش از حد واژه (این ) باشد واژه این باعث میشود موتیفهای موجود در اثر ان قابلیت نهائی را در تا لیف نداشته باشند من شعر زیبائی خواندم با تشکر .... راستی سلام

مهناز.ط

سلام زیبا خواندمتان سبک جدیدی جدای از عاشقانه مینویسم گرچه عاشقانه هایم را انقدر گفتم که زبانم پوسید تا خود قلبم به من سر بزنید و نظر تان را در مورد این گونه نویسی بدهید سپاس

سمیه طوسی

سلام آقای نعمتی عذرخواهی بابت تاخیر . اثر ارزشمندتان را خواندم .پیشرفت خوبی خصوصن در زبان داشته اید که همین مهمترین گزاره در شعر به شمار می رود .هر چند گسستگی محدود در روایت تا مرز اتفاق پیش رفته که ان هم به مرور و با همین پشتکار ترمیم خواهد شد . با احترام

م.نهانی

... سخن از تاوان نیست برای مستی و دیوانگی شراب به لبانت ، کهنه تر از همیشه هاست! سلام.به روزم.و دعوتید.[گل]

حسین میدری

درود بر اندیشه ی پاک و بشکوه شما، خیزاب های خروشان خلیج پارسیان پارسا این بار هم با هفت دوبیتی، پژواک گامهای مهربانانه ی شما را بر ماسه های خیس خورده ی "یک ساحل پر از شعر" چشم براه مانده اند.. گفتاورد ارزشمند شما نازنین ارجمند، مایه ی مباهات است.. (با مرورگر اکس پلورر این کرانه را به تماشا بنشینید)

غزال مرادی

سلام شعری پر از فعل، توصیه ام این است که یکبار فعل هایاضافی را حذفکرده وشعر رادوباره باز نویسی کنید خواهید دید تاثیر بیشتری خواهدداشت همیشه شاعر ودر پناه خدا