فاجعه زمین

گم میشوم درپیراهن کلافه تو

تا آبرویشب را شخم بزنم

 وجان دوباره بگیرداتاق

 ازآشوب نفس های دریده من!

دنده به دنده می چرخم

تا انحنای ناتمام‎ ‎را سربکشم

وغرورله شده را

بردستان خیس صبح جابگذارم.

درتاریکی بکارت پاخورده را

بی پروا حراج میکنم

که اعتبارنفرین شده زمین پابرجا بماند

وترس از کابوس های مه زده آرام بگیرد.

سالهاست به ابتذال سایه دلخوشم

که آشفتگی پرده های کتمان رادرغیبت خورشید

به آغوش میکشم.

چرخ میخوری دردستان من،

خیابان مکدرمیشود!

من مبعوث شدم درفاجعه زمین 

به همه بگویید.

 

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگان

سلام... دیر سر زدم بهتون میدونم...1ماه پیش به وبلاگ من اومده بودین...گفتین بی انقطاع باشم... دلم میخواد ولی نمیتونم... آپم اگه دوست داشتین سری بزنین...

سمیرا حسن جان زاده

سلام ممنون اومدید از توصیه ای که کردید هم ممنون[لبخند] خوشحالم که بالاخره یک همشهری تو این دنیای مجازی پیدا کردم...[گل] اشعارتون زیبان ... تعابیر جالبی دارن! باز هم بیاید...

آنالی

این فاجعه ی بکر ,خوب است که پیامبر می زاید . آن هم سرخ.

پرستو

در این فاجعه زمین هوا هم مبعوث شده ....

فاطمه اختصاری

مرسی دوست شعرتون خوب بود چیزی که دوست داشتم و ترجیح می دادم کل شعر رو با این ایده پیش برید دنده ها بودند حتی این پیشنهاد رو دارم که دنده به دنده می چرخم و میشه دنده به دنده بالا یا پایین هم رفت حرکت از 4 طرف به من که ایده داد!

اوکرک

مرسی

غلامعلی نعمتی

سلام.فضای شعر انتزاعی وشخصی بود ای کاش مثل پایان بندی کمی عینی تر می شد. پایان بندی قوی داشت.سادگی را اگر به کاهایت راه بدهی فکر میکنم موفق تر باشی.به امید دیدار کارهای قویتر.

غلامعلی نعمتی

سلام.فضای شعر انتزاعی وشخصی بود ای کاش مثل پایان بندی کمی عینی تر می شد. پایان بندی قوی داشت.سادگی را اگر به کاهایت راه بدهی فکر میکنم موفق تر باشی.به امید دیدار کارهای قویتر.

عه تا

امیر نعمتی عزیز سلام نتایج نظر سنجی شاعران برگزیده وبلاگنویسان شعر وا ادب اعلام شد بخاطر بذل توجه از شما متشکرم

باران سپید

گم می شوم در پیراهن کلافه تو تا آبروی شب را شخم بزنم وجان دوباره بگیرداتاق ازآشوب نفس های دریده من! سلام شرجی ست هوایتان مثل طعم باران...[گل][خداحافظ]