روز های رفته

روزهایم راقلاب میکنم،

تاتو

ازدیواررویاهایم بالابروی هرشب!

قلاب می کنم روزهایم را...

هی...هی...هی..

حالا تومانده ای آن سوی دیوارو

کسی نیست که روزهایش راقلاب توکند

تا سرک بکشی ازآن سو

به روزهای درهم تنیده ام...

/ 2 نظر / 9 بازدید
یکتا

کسی نقش چشمها را روی دیوار نمی بیند ...

عباس

سلام...آقا ما که خیلی خوشمان آمد ...تصویر سازی فوق العاده ای بود...یا حق