رویای مچاله

ازچاله در نیامده

از گمان چشم های افق می افتم

که باید ازغروب این اسکله متروک

به تماشای چروک دست های خورشید بنشینم و

پیله های مزمن فاصله را روایت کنم.

باید دشواری روزهارابه دوش بکشم

تاشب، کسی از نشان کوله بارم بویی نبرد

وچون انکار تکرارشده

قدم به قدم به فرسنگ های روبرو نزدیک می شوم

که ازیاد گوش ماهی ها بروم

تا گوش هیچ کودکی

خواب امواج دریارا نشنود!

پرت می شوم به بی گمانی خود

به ضربان فرسوده این قله های بی اوج

تا شاید دودوتای این منطق شک آلوده

روزی چهاربار

به افق سرزمین من

نازل شود.

 

/ 11 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آذربایجان قیزی

سختی که می کشی و می کشیم درک می کنم ... امان از این روزهای سخت و تلخ و رنج آور ...

محمد علی حسنلو

سلام امیر عزیز. من هم از دوستی با شما خوشحالم . شعر اخیرت را خواندم . در این شعر گاهی صفت زیاد به کار براده ای . شعر امروز کمتر این موضوع را می پسندد . پیله های مزمن فاصله بگذار این مزمن بودن را مخاطب خودش از فضای شعر دریافت کند . شعر امروز به سمت توضیح می رود و همینطور ایجاز . این صفت هایی که میاوری کار را خراب میکند . این حرف در مورد روزها هم هست . اگرچه دشواری زورها تصویر زیباییست ولی ما باید بیانمان را به ان حد برسانیم که این دشواری بازگو نشود بلکه نشان دادده شود. عزیزم صراحت مرا بخش . ممنون از اینکه لطف داری و نشان دادی که انتقاد پذیری . تا دیدارهای بعدی . [گل][خداحافظ]

الهام دیداریان

سلام. من خودم بیشتر غزل کار می کنم و آشنایی عمیقی در مورد سپید ندارم اما اونقدر هم نیست که نتونم شعر رو از معر تشخیص ندم منظورم در مورد شعر سپید بود. راستی فکر نمی کنید این همه عکس وبتون رو شلوغ پلوغ کرده ؟؟؟؟؟؟

طاهره

مهم نیست که شعری تلخ باشه ....یا شیرین... مهم اینه که به آدم بچسبه...

آنالی

شعرت پر است از انجماد داغ زده ی این روزها . حال ما را دارد . آخر دست خودش نیست ، هر آنچه که از دل بر آید بر دل نشیند.

ستایش شرقی

سلام... مرثی از اومدنت! شروع شعرتو دوست دارم به نظرم شروع خوبی بود و در کل به دل میشینه! موفق باشی... منتظر حضور دوبارت هستم...!

شیوا فرازمند

سلام.. با نگاهی به یک مجموعه ی شعر به روزم و منتظر نظرات ارزشمندتان... سپاس فراوان...