ناگزیری

 شماره در  نفس  افتاده

 ستوه آمدنش را کشید

                          وسط خیابان

 تا آب دهانی که سرش بالاشد  

  قورتش ندهد،

وهر صبح فریادش را بپیچد لای روزنامه.

" کله اش داغ ...

سقف دهانش پنکه بچرخانید

خنک شود

حرفی که مدت ها چپ کرده در انحنای خودش"

                      

                             ***

با اینهمه / نشد

 چشم هایش نیفتد در گودالی

 که دیدن را کمین کرده بود.  

حل کرد تکه تکه اش را درون فنجان     

تلخ / سرکشید

تا آخر  

پتورا  میان خودش...

 

 

/ 69 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نادر سهرابی

سلام مهتاب آجری با یک شعر به روز شد کی میای؟ همین الآن؟ _میدونستم.

پرستو فریدونی

درود آقای نعمتی با شعری دیگر به روزم .خوشحال میشوم از حطورتان

پ د رام یگانه معافی

درووووووووود شرمنده از اینهمه دوری و دیری عزیز ب--------روزم ومنتظر دیدگاه خوبتان ./

تخته سیا

سلام دوست عزیز با آرزوی شادکامی برای شما با غزلی نو بروزم چشم انتظار نظرات شما هستم. یا حق

حسین میدری

درود، شعرتان را باز هم خواندم و باز هم لذت بردم.. هشتم دی ماه هر سال یادآورد تولد بزرگبانوی شعر پارسی "فروغ فرخزاد" است که با "تولدی دیگر"ش زندگی دوباره ای به شعر ما هدیه داد، نامش جاودانه پر فروغ باد... یک ساحل پر از شعر با سه دوبیتی به این مناسبت به روز است و چشم براه گامهای قدرشناستان.....

حسین کلانتری

کارتون رو بادقت خوندم در یک دید کلی باید بگم توجه شما به زبان قابل تحسینه اما در بعضی از موارد جواب نداده مثل:سقف دهانش پنکه بچرخانید امیدوارم من رو به یاد بیرید: (ساری- مولانا خوانی- با آقای بالو) منتظر نظراتتون هستم

احسان مهدیان1

سلام امیرجان دوستان اشاراتی داشتند که استفاده کردم و به آنها اضافه می کنم که امیر ما دوران گذار را از جایی به جای دیگر طی می کند و همین گاهی او را متحیر کرده است که چرا سطری می آید که او خود نمی خواست و همین امر وادارش می کند آنقدر دست بزند که به دلخواه دراورد و باز همین کار متن را به نوعی ناشیانه گری می کشاند و این جای تاسف نیست چرا که حرکت همیشه چنین افت هایی را به همراه دارد .. این که گفتم فقط یک احتمال است بر اساس آنچه که من دریافتم و شاید تجربیاتی اینچنین در خودم نیز وجود دارد مثلا : برای مساحتی که پاها از شلوار جین اش جلو زده / فریاد دایره میکند. ایننجا باید گفت این سطر خیلی جیغ است چرا که نرم خاصی ندارد بلکه یک عصبیت ناشی از همان مداخلات شدید عاقلانه آن را می پیچاند .

سلام دوست شاعرم! با این مطالب به روزم: کجایی سپندارمذ؟! معرفی وبلاگ ودو شعر تشریف بیاورید منتظرم