ماه مات

 

آنجا که باد آرشه بر گلوی شهر میکشد

جهان جاده ی هرزه ای ست که از زوزه ی گندم گذشته

  درچهار راه، کنار تخت - آلوده - به قرار می افتد.

چقدر انارباید به رنگ / رورفته ای بشود تا

هر تابستان بادکنک روی دست ها باد نکند

و انگشت ها پرده ی پروانه را به هوا لکه دار نکنند.

چقدر از دیوار – ترکهایی که از خاطر کلوخ می گذرد- را پیاله پیاله

به پوست بمالیم تا

خیال خواب / تخت شود که استخوان از مفصل خیس خوابیده است.

عنکبوت

عروسک ولگردش را

به خیابان فرستاده تا میان رستگاری انسان

در سطل زباله

گلوله ازدهان خون نیفتد...

 

/ 51 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تراما

سلام آنجا(محدود کردن جغرافیا در ادامه چه اتفاقاتی برای شعر خواهد داشت؟)........گندم گذشته به مغز شعر نمی نشیند ..گندم مشکلی ندارد(گذشته؟)...........خیال خواب تخت شود کار را یکمرتبه متحول کرده است................ کار محکم و پخته ای بود و کاش به همان صورتی که پرداخت کرده اید می نوشتید تا خیالمان از فرم کار راحت می شد........

تراما

راستی ...........من هم به روزم ومنتظر نقد و نظر ارزشمندتان .......

سایت مراقبه

شروع سبکی تازه در هایکو توسط عمید صادقی نسب ( هایکوی پست مدرن ) / نمونه هایی را در سایت مراقبه بخوانید

احسان مهدیان

سلام دوست من از اینکه بی اطلاع ماندم ببخشم . این اثر را هم بار دیگر خوانده و بهره مند شدم ساری منتظر بودیم آقا . برای ماه بعد حتما باید بیایید [خداحافظ]

مسيح

سلام هر قلب مرده زنده شود با مسيح اشك....... ميهمان محفل اشك باشين به روزم

احسان مرداسی

سلام عزیز بزرگوار منتظر نگاه قشنگتان هستم تشریف بیارید[گل] رها

سمیه

سلام به دوستی که نمیشناسمش توجهتان کردم و پر زنیاز از دانستن گشتم در شعرتان گم شدم و گاهی هم کم بعضی از خطوط را به درستی فهمیدم و بعضی دیگر را اصلا با انتظار حظورتان در بانوی شرقی

صدیقه حسینی

نگاه کن! من خودم را از دست داده ام و دلم برای شعرهایم شور می زند بهم بزن من را در خودت حل کن شاید شیرین شوم.... بعد از مدت ها به روزم با: چار/پاره ی تنم! و مثل همیشه منتظر حرف هایت...بخوان و برایم بنویس! با احترام: صدیقه حسینی/غزلگیجه