ديدار و غزل

.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

  سلام به همه شما.

همایش پرواز دات کام هم بخوبی برگزار شد ودیدار عزیزانی برای من میسر شد که شوق دیدن آنها ما را به تهران کشاند.از صفریان عزیز و همسر گرامیشان- محسن خان دوست داشتنی-خانم باقری شاد و مختاریه عزیز-مهربانان خانه عروسک (راحله-مهساو یکتا)–احسان پرسای بیقرار!- خانم ابراهیمی مهربان – بانوی غزل (مژگان بانو) – آفاجلیل با صفا وهمسرشان – خانم مستشار نظامی– آقای دروند-خانم حق وردیان-خانم کشفی(که کامنت های بیشمار ایشان دروبلاگ کرگدن معرف حضور دوستان است!)-و بویژه و بویژه آقا طیب دوست داشتنی که یه جورایی به دل ما نشست-آقای بهرام پرور و گلاره عزیزشان-آدمک-حامدی گل با غزل دلنشینش- خرسندی عزیز- و همه عزیزانی که مسلما از قلم افتادند( این ذهن کم حجم ما هم دیگه جواب کرده!) همه و همه که من چیز زیادی از آنها یاد گرفتم.

امیدوارم که لیاقت داشته باشیم وبتوانیم با یک همایشی در خور در اینجا در خدمت دوستان باشیم.

همچنین از اینکه هی مجبورم قالب وبلاگمو عوض کنم از بی دانشی من درامر اچ تی ام ال  و تهکم( از ريشه هک!)ناشی ميشود.

  و در پایان غزلی که از این سایه نمزده! درهمایش تقدیم دوستان شد:

 

 

با سایه ها حرفی ندارمِ  با تو اما

نه باتو هم حرفی نمانده مثل حالا

من زیر قولم میزنم تا هفته بعد

شاید شبیه تو شدم امروز و فردا

این شهر چشم دیدن من را ندارد!

لعنت به استدلال پوچ نسل اینجا

تو با چراغ این خیابان درتبادل

چشمک بزن مرسی از این احساس زیبا

در زیر باران چتر ممنوع روز خوبی است

کافیست کات! مغلوب بعدی هست آیا؟

 حالا چه تدبیری کند تنهایی من؟

وقتی تبانی کرده اسمت با شب ما

تو بیگناهی چون تمام قبله شهر

چرخیده سمت آدمکهای تماشا!

حالم بهم خورد ازخودم این درد مزمن

با یک سرنگی میشود آخر مداوا

 

                                 

                                                                                        بدرود

 

 

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پریا کشفی

آقا اجازه هست ما اينجام يکی دو کلوم آف بزاريم؟؟؟....(خوشم اومد...آی کی یوت بالاس!!!!....اونا که گفتی آف که چه عرض کنم...اصلا چته ..آن لاین!!!).......مام به روزیم ها!

نويد

سلام..............عزيز سيستم بلاخره را داد که مام يه دوکلوم با شما اختلات کنيم(البت اگه اشکلی نداره ها).. کارت که قشنگه.......مرامتم که بيسته.........اخلاقتم که ديگه گل بارون.........بازم مهمون سُفرتون ميشم(الان يعنی چشمک).....برقرار باشی باصفا.ياحق

قاصدک سوخته

سلام عزيز. نمي دونم چرا چهره دوست داشتني شما به خاطرم نمونده ... فکر کنم دارم پير مي شم . استاد اگه دوست داشتين براي ديدن عکساي مراسم يه سري به ما بزنين .

مهسا

سلام آقا! خوشحال می شديم اگه ميومدين...اما حالا که نيومدين: ايشالا دفعه ی بعد...

نيروانا

براتون يه کامنت اون پايينا گذاشتم لطف کنيد بخونيد!

کرگدن

خداوکيلی اين چند روزه اصلا اينترنت نداشتم ....... راستی اون روز همه از پيرهنت تعريف کردن !!! بابا خوش تیپ !!!!!! بابا خوش لباس !!!!!!!!!! چاهکريم هزار تا ........ فدای تو ... تا بعد .

پريا كشفي

اول دروود...دوم جريان اين پيرهنه چيه ؟چرا من نفهميدم!!!!!!!!!!!!!.......بعدشم اهان...اگه آقای خوبی باشين و تند تند به روز کنين اسمتون همون بالا می مونه....هرکی به روز شه می ياد بالا......تنبلی کنی ميری اون ته تها!!!!فن آوری بلاگ رولينگ در خدمت وبلاگ نويسان جوان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

صالح دُروند

مرسی و تازه یادم اومد ! غزل خوبی بود ...